وابسته به مکتب خیریه امیر المومنین (ع)


  چاپ        ارسال به دوست

آشنایی با دانش آموختگان مفید

آشنایی با دانش آموختگان مفید

یک مفیدی کارآفرین

خیلی دلم می خواست بدانم بچه های مفید بعد از تمام شدن درس شان ، در مدرسه و دانشگاه به کجا می روند و مشغول چه کاری می شوند؛ آنها که سختی آزمون های گوناگون از ورودی گرفته تا کنکور را پشت سر گذاشته و  به طور جدی وارد میدان کار و زندگی شده اند.

داشتم دنبال فارغ التحصیلان مفیدی می گشتم که یکی از قدیمی های مفیدی، مهندس عباس اختراعی را معرفی کرد و نشانی اش را به من داد.

نشانی را گرفتم و با آقای میرطاهری راهی خیابان کوثر یکم در حوالی میدان توحید شدیم. جلوی در ایستادیم و زنگ زدیم. صدای مهربانی از پشت آیفون گفت: بفرمایید.

از پله ها بالا رفتیم.  مرد جوانی به استقبال مان آمد.  بعد از سلام و احوالپرسی، او با خوشرویی ما را به اتاق کارش دعوت کرد.

آقا حامد – یکی از خبرنگاران نشریه- دوربین به دست ، زودتر از ما رسیده بود. از دیدن او هم خوشحال شدیم چون ما برای این مصاحبه با یک تیم کامل رفته بودیم.

آنچه در زیر می خوانید حاصل حدود یک ساعت و نیم دیدار و گفتگوی ما با آقای اختراعی است.

آشنایی

من متولد سال ۱٣۵۱ و دانش‌آموخته‌ دوره‌ دهم مدرسه‌ مفید هستم. سال ۶٩ در رشته‌ مهندسی مکانیک دانشگاه شریف پذیرفته شدم و در سال ۷۳ دوره‌ کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک دانشگاه امیرکبیررا شروع کردم.

من در طول این سال‌ها از سه جهت با مدرسه مفید در ارتباط بودم.دهه‌ ۶٠ که دانش آموز مدرسه‌ راهنمایی و دبیرستان بودم و در ابتدای دهه‌ ٧٠ هم جزو کادر مدرسه‌ راهنمایی مفید منطقه ٢ شدم و حالا هم که دهه‌ ٩٠ می‌شود پسرم دانش‌آموز همان مدرسه‌ راهنمایی است.البته جای تبریک دارد به مسئولین مدرسه که در طول این سی و اندی سال با این شدت تغییرات در سطح جامعه، یک مجموعه‌ فرهنگی دارند که بتواند خود را ثابت و سرآمد نگه دارد و موفق باشد. همچنان که روش‌های آموزشی هم بروز رسانی شده و انصافا بسیار مناسب شده است.

کار در شرکت هپکو

به موازات تحصیل در دوره‌ ارشد وارد شرکت هپکو شدم که کار تولید ماشین‌آلات راه‌سازی را انجام می‌داد. نحوه‌ ورودم به اینگونه بود که در یکی از کلاس‌های ارشد که استاد نیامده بود یکی از دانشجویان دوره‌ دکتری گفت که مسئول مهندسی شرکت هپکو هست و نیاز به نیرو دارندو از من دعوت کرد برای این کار استخدام شوم. وقتی رفتم، دیدم خیلی محلش نزدیک بود و هم این بنده‌ خدا آدم خوبی بود و هم مدیر ایشان انسان شایسته‌ای بود و محیط مساعد بود. ظرف دو سال رشد خوبی کردم و آنجا کانون خوبی برای فارغ‌التحصیلان مفید شد.طی سه سال حدود ۱٠نفراز مفیدی ها جذب شده بودند.

پروژه ماشین های حفاری

شرکت هپکو پروژه‌ای گرفت به نامTBM برای تولید ماشین‌های حفاری که در کندن تونل ها کاربرد دارد. با مدیرعامل آن شرکت که مدیر بخش ساخت داخلی بودشرکت جدیدی را زیر نظر سازمان گسترش صنایع تأسیس کردیم و حدود ۱٢ نفر از بچه‌های مفید در آن وارد شدند. قرار بود در قرارداد انتقال فناوری که بین ایران و آلمان بسته شده بود با تولید ۵ دستگاهTBM  این فناوری منتقل شود. هر دستگاه TBMمعادل یک هواپیمای بوئینگ قیمت دارد و فناوری خیلی بالایی هم می‌خواهدو جزو کالاهای راهبردی محسوب می‌شود. وقتی با این دستگاه حفاری می‌کنید و جلو می‌روید تونل آماده می‌شود. حتی ریل‌گذاری هم می‌کند. در فاز یک تقریبا مشارکت ما ۱٠ درصد بود چون دیر شروع کردیم و فقط توانستیم یک سری از کالاها را لیست کرده و خریداری کنیم. در فاز دوم برنامه‌ریزی خیلی خوبی شد و پیشرفت زیادی هم داشتیم.پیش‌بینی ما مشارکت ۱۵ درصدی بود اما باطرف آلمانی توافق کردیم و توانستیم ۴٠ درصد آن را بومی کنیم. دستگاه فاز یک در حفاری تونل انحرافی سد گاووشان استفاده شد و در اواسط فاز ٢ بودیم که اختلافی بین وزارت نیرو و سازمان گسترش به عنوان متولی این فناوری به وجود آمد. آن موقع آقای بی‌طرف وزیر بود و رئیس سامان گسترش هم آقای ترکان بودند و پروژه‌ ما به دلیل این اختلاف به رکود خورد. ما سه ماه به تحقیقات پرداختیم اما به این نتیجه رسیدیم که این‌گونه نمی‌شود ادامه داد و به ما اعلام کردند که پروژه نمی‌تواند ادامه یابد. این مسئله برای ما خیلی سنگین بود. تقریباً یک ماهی بود به خاطر این رفتار با مدیرمان درگیر شده بودم و گفته بودم نمی‌آیم و نمی‌توانم پول مفتی بگیرم. در همان ایام شرکت خودمان با نام «فرایند» را با کارگاهی که اجاره کرده بودیم راه اندازی کردیم.  یک ماهی نگذشته بودکه از هپکو تماس گرفتندو در جلسه ای مدیرمان به من گفت که بچه‌هایی که می‌خواهند با ما کار کنند می توانند در مادر کمپانی هپکو بمانند و کار کنند و هرکسی هم نمی‌خواهد برود. جلسه‌ای با اعضای پروژه گذاشتم و در آن جلسه پیشنهاد همکاری در شرکت تازه تأسیس خودمان را هم مطرح کردم که تعدادی قبول کردند و بقیه به هپکو رفتند.البته دوستانی که به هپکو رفتند متوجه شدند این تعارفی بیشتر نبوده و رفتار چندان مناسبی با آن ها نشد.

شرکت «فرایند»

برادر من فارغ‌التحصیل مهندسی شیمی از دانشگاه تهران بودو در شرکت دارو پخش کار می کرد . از بچه‌های جبهه و جنگ بودو دغدغه‌ وابستگی ما در صنایع دارویی باعث شد که ایشان به من پیشنهاد بدهد شرکتی ایجاد کنیم و در آن ماشین‌آلات تولید مواد شیمیایی- دارویی را بسازیم. سپس با توسعه شرکت به تولید مواد مؤثره‌ دارویی پرداختیم وکم‌کم وارد بحث ساخت خطوط  تولید مواد معدنی شدیم . اکنون در نفت و گاز و پتروشیمی هم واردشده‌ایم. چندسالی کارکردیم متوجه شدیم دستگاه سازی چندان هم خوب نیست؛چراکه ایران یک کشور صنعتی نیست و هر چه قدر هم ما خوب کارکنیم،بی‌کیفیت بودن مواد اولیه و یا واحدهای پسین و پیشین بر کیفیت نهایی محصول تأثیرگذار است و نمی‌توانیم اثبات کنیم که ایراد از مواد اولیه است یا تجهیزات قبل وبعد این تجهیزیا بهره‌برداری اشتباه. درنتیجه تصمیم گرفتیم به جای یک تجهیز روی یک واحد کار کنیم تا ایزوله بشویم و مجموعه‌ای کامل از ماشین‌آلات را داشته باشیم. سپس به نقش مهندسی پی بردیم و یک دفتر مهندسی راه انداختیم . تصمیم گرفتیم ساخت یونیت را کنار بگذاریم و کارخانه بسازیم. کار اصلی «مادر کمپانی فرآیند»(holding) ، کارخانه سازی در صنایع پتروشیمی، نفت، مواد مؤثره‌ دارویی و صنایع شیمایی و معدنی است و در طول این سال ها حدود 70 کارخانه راه اندازی کرده ایم.هم اکنون حدود سیصد پرسنل متخصص،که تعدادی از فارغ التحصیلان مفید در بین آن ها هستند، در شرکت فرایند و کارخانه های تابعه آن ، با ما همکاری می کنند.

شرکت تولید تجهیزات  گلاس لایند

ما برای تولید بعضی ماشین آلات، به قطعاتی نیاز داشتیم که در مقابل مواد خورنده و محیط های اسیدی مقاوم باشدولی  قبل از تحریم‌های هسته‌ای،این‌ها برای کشور ما تحریم بودند. یکی از آن‌ها گلاس لایند بود که فولادی است که داخل آن پوششی از جنس شیشه دارد که مقاومت خوبی در مقابل مواد خورنده دارد. کاربرد آن در دستگاه های تولید دارو می باشد. اکثر داروها در محیط های اسیدی تولید می شوند و چون اسید فلز را می خورد و ترکیب آن ، هم دارو را خراب می کند و هم ماشین آلات را ازبین می برد نیاز به استفاده از این آلیاژ می باشد. هر وقت کارخانه‌ای جدیدی طراحی می‌کردیم می‌دیدیم که در آن گلاس لایند مصرف دارد و آنهم که تحریم بود. نیاز بسیار گسترده بود.مواد دارویی به شدت وابسته بود. صنعت پتروشیمی هم به آن نیاز داشت. یکی ازبرنامه‌های توسعه‌ ما این بود که شرکتی تأسیس کنیم تا گلاس لایند تولید کند. با مشکلات فراوانی فناوری آن را به دست آوردیم و در قم کارخانه‌ تولید آن را راه‌اندازی کردیم که تنها تولیدکننده‌ گلاس لایند در خاورمیانه است. در دنیا هم تنها ۵ یا ۶ کشور صاحب آن فناوری اند.

ماجرای کیک

 کشورهای دارای فناوری های ویژه ،دوست ندارند رقیب جدیدی داشته باشند. در یکی از نمایشگاه های بین المللی یکی از مدیران اروپایی این شرکت ها با دیدن پیشرفت ما گفت: «این فناوری کیکی است که بین ما چند کشور تقسیم شده و شما ایرانی ها به خاطر نداشتن توانایی،سهمی از این کیک ندارید! »

برادرم در جوابش گفت : «ما به زودی کیکی آماده خواهیم کرد که شما هم از مشتریان پروپاقرص آن شوید.»

بعد از مدتی،غربی ها وقتی محصول جدید ما و استقبال مشتریانمان را دیدند، نظرشان عوض شد و گفتند: «حاضریم تمام محصول شما را با قیمت مناسب بخریم و با برند خودمان توزیع کنیم و شما دخالتی در بازار ما نداشته باشید.»

البته ما این پیشنهاد را نپذیرفتیم.

کارخانه های داروسازی

در تولید ماده‌ اولیه داروها،  محصولاتی وجودداشت که وقتی ما به سرمایه‌گذار پیشنهاد تأسیس کارخانه‌ آن را می‌دادیم می‌ترسیدند؛ چون ریسک بودو تا به حال کار نشده بود. معلوم نبود که بتواند ماده‌مؤثره‌ داروتولید کند.به این نتیجه رسیدیم که یک کارخانه‌خوب در صنعت دارو تأسیس کنیم که هم وجاهت ما را ثابت ‌کند و هم ‌بتوانیم بعدا کارخانه را بفروشیم. کارخانه‌ مواد اولیه‌ داروهای قلبی عروقی را که حساسیت بالایی دارند، در تاکستان با نام «فرایند شیمی حکیم» تأسیس کردیم.

اواسط این کار، یک شرکت بین المللی که در هند و آمریکا و انگلیس و ۳٠ کشور دنیا فعالیت دارند، از کارخانه ی ما بازدید کردند و به ما پیشنهاد شراکت دادند. این اولین «جوینت ونچر» صنعت داروی ماشد که هنوز هم در ایران مشابه این مشارکت خارجی را نداریم. آنها ۴۵ درصد سهام شرکت را خریدند.

الان ما «کلوپی دوگرل» تولید می‌کنیم که تبدیل به قرصی می‌شود که نمونه‌ خارجی آن با نام «پلاویکس» است که توسط یک شرکت فرانسوی تولید می شود. ما آن ماده را تولید کردیم.  شرکت داروسازی «اسوه» که داروها را فرموله می‌کند برای ما فرموله کرد و همان دارو را به نام تجاری «اسویکس» تولید شد با قیمت یک چهارم «پلاویکس».

یک کارخانه‌ی دارویی دیگر تأسیس کردیم که تازه شروع به کارکرده به نام «پرند دارو » برای محصولات «نارکوتیک». در این هولدینگ، مادر کمپانی همان شرکت فرآیند است که این کارخانه‌ها را راه‌اندازی کرده است. علاوه بر آنها خودش پروژه‌های زیادی از صنعت نفت، پتروشیمی و ... می‌گیرد. از دوستان مفیدی آقای علی حاجی- هم دوره‌ای ما- مسئول بخش نفت می باشد که کارهای بسیار خوبی کرده اند. با توجه به این که ما در تحریم هستیم، تلاش می‌کنیم فناوری محصولاتی را به دست آوریم که ما را از وابستگی رها سازد. بنابر این طراحی کارخانه و فرآیند تولیدمان کاملا ایرانی است.

تربیت نیروهای مولد و کارآفرین

در نظرمان هست که برای تربیت مهندس خبره ، یک بخش آموزشی راه‌اندازی کنیم؛ چرا که متأسفانه الان دانشگاه،نسبت به صنعت کم توجه است و صنعت هم نسبت به دانشگاه همین نگاه را دارد. برای حل این فاصله ، باید صنایع پا پیش بگذارند.

هدف ما تلاش برای توسعه دانش مهندسی در سطح کشور، برای تربیت نیروهای متخصص مولد(کارآفرین)است.ما دو نوع کار آفرین داریم.یکی کسانی هستند که نه تنها خودشان شغل پیدا می کنند، بلکه با تشکیل  هسته های اشتغال، برای دیگران نیز شغل ایجاد می کنند(مثل یک مدیر خبره). نوع دیگر افرادی هستند که با خلاقیت و نوآوری در تولید، زمینه ها و عرصه های جدیدی برای اشتغال فراهم می سازند(مثل مخترعان).

یک مهندس طراح تکنولوژیست، هر جا که باشد برایش کار هست و همه به چنین شخصی نیاز دارند.

همیشه تولید نیازمند افرادی با مهارت و فن آوری های جدید است.

موفقیت‌ها

*ما ازعمده کارفرمایانی که برای ایشان کارخانه احداث کرده‌ایم لوح تقدیر و تشکر داریم.

*جزو پیمانکاران منتخب سازمان‌های جهانی مثل یونیسف هستیم و تا به حال ۵ بار با یونیسف کارکرده‌ایم.

*همچنین با شرکت‌های اروپایی قردادهای خوبی داشته ایم در مورد گواهی‌نامه‌ها و پروانه‌ها، شرکت ما دارای پروانه های تک –فنی ومهندسی – تحقیقات وعضویت در انجمن ها وکانون های صنفی می باشد.

* عضو انجمن سازندگان صنعت نفت ایران هستیم.

*عضو هیئت ‌مدیره‌ انجمن سازندگان تجهیزات صنعتی ایران هستیم.

* دبیر سندیکای تولیدکننده‌ مواد مؤثره‌ دارو هستیم.

آیادرکارتان شکست هم خورده  اید؟

به معنای ورشکستگی نبوده؛ چرا که به حرکت آرام اعتقادداریم. امابه معنای کسب تجربه قطعا بوده و اصلا زندگی همین شکست‌هاست.  

راز موفقیت تان را در چه چیزی می دانید؟

همه آن را عنایت الهی می دانم .  البته ارتباطات خوب اجتماعی هم موثر بوده.

آیا در دوران دانش آموزی هم روابط اجتماعی تان خوب بود؟

بله. از همان اول دوره راهنمایی همیشه نماینده کلاس بودم. در اکثر فعالیت های مدرسه حضور داشتم. پدرو مادرم هم روابط خیلی خوبی با مدرسه و دوستانم داشتند؛ طوری که بیشتر بچه ها را به اسم می شناختند.

بعد ها که بزرگتر شدم یادم می آید وقتی برای خواستگاری رفته بودیم ، پدر خانواده - وقتی فهمید من از دانش آموخته های مفیدم- گفت:«مفیدی ها کمی خشکند!»

من گفتم: « من یک مفیدی ام آیا به نظرتان خشکم؟» جواب دادند:« نه»

البته در آن دوران مفید ما را ایزوله می کرد تا در محیط بیرون از مدرسه خراب نشویم.

نظرتان درباره تربیت بچه های امروز چیست؟

نقش تربیت، خیلی مهم است. ریاضی را می توان در هر زمانی آموخت اما اگر زمان تربیت گذشت، کار سخت می شود. مسئولیت پذیری را باید از سنین پایین یاد بدهیم.

اگر بحث مسئولیت پذیری و غیرتمندی را درمیان دانش آموزان و دانشجویان رواج دادیم، آن وقت است که بچه ها از خود می پرسند: « آن مالیاتی را که مردم دادند تا ما برویم دانشگاه درس بخوانیم ،چگونه باید پس بدهیم.» آیا بچه ها الان اینجور سوال ها را از خودشان می پرسند و خود را مدیون مردم کشورشان می دانند؟

باید مفاخر و مشاهیر جامعه مان را به بچه ها به خوبی معرفی کنیم تا از آنها الگو بگیرند و غیرت ایرانی بودن و خدمت به مردم تقویت شود. در باره نقش معلم هم باید بگویم که بچه ها از رفتار معلم می آموزند نه گفتارش.

چه حرفی برای بچه های مفیدی دارید؟

ما را معرفی کنید به عنوان درس عبرت! (باخنده)

آن روزها وقتی معلم ها می گفتند: « شما امید آینده هستید، چشم آینده به شماست. » اول در آن دوران این حرف ها را زیاد جدی نمی گرفتم اما حالا که خوب نگاه می کنم می بینم همینطور بوده.

*من به بچه ها پیشنهاد می کنم برای اینکه بدانند آیا در مسیر زندگی شان، درست حرکت می کنند یا نه ، از خود بپرسند: آیا کاری را که الان دارم انجام می دهم، واقعا بهترین کاری است که می توانم انجام بدهم یا نه؟ من از فرزند خودم بعضی وقت ها، هم همین سوال را می پرسم؛ مثلا وقتی که می بینم بیش از اندازه  مشغول بازی گیم می شود.

*خود نقادی داشته باشند؛ یعنی خودشان را در تمام لحظه ها و مراحل زندگی شان نقد کنند.

*برنامه های شش ماهه و یک ساله برای خودشان داشته باشند. کارهای کوچکی را مشخص کنند و مهارت هایی را یاد بگیرند؛  مثلا شاگردی کنند، یونولیت بری کنند، خوشنویسی یادبگیرندو...

*همچنین روی رفتارهای اخلاقی خودشان کار کنند. مثل دانش آموزی که متوسل می شود به آقا امام رضا علیه السلام و با خودش عهد می بندد که برای همیشه حرف رکیک از دهانم حذف شود.

خاطره ای از دوران دانش آموزی

سال اول دبیرستان بودم. یک روز از پله ها پایین رفتم و یک دفعه جوانی را دیدم قد بلند که شلوار خاکی به تن داشت و در حال درست کردن ملات بود.

 وقتی داشت کار می کرد محو تماشایش شدم .انگشتر عقیق در دستش می درخشید. اصلا قیافه اش به کارگران بنایی نمی خورد. من او را نمی شناختم اما بعد ها فهمیدم که او شهید امیر امین بوده که بعد فارغ التحصیلی، با عشق و علاقه برای دبیرستان مفید کار می کرد بدون این که مزدی از مدرسه  بگیرد.

یک روز هم بچه ها با جاروبرقی کار می کردند که در اثر شوخی با هم خرطومی اش پاره شد.ما گفتیم خسارتش را می دهیم و خرطومی نو می خریم ولی آقای روشنی- سرایدار مدرسه – خیلی ناراحت شد. وقتی علت را جویا شدیم گفت: « این جارو برقی یادگاری شهید امیر امین بود که خریده و هدیه داده بود به مدرسه.»

مفید اگر چیزی دارد از همین نفس های پاکی است که در آن بوده و هست و از چنین پول هایی آجرهایش رفته بالا.

 

 

 


١٤:١٩ - شنبه ٢٣ آذر ١٣٩٢    /    شماره : ٢٤٣    /    تعداد نمایش : ٢٦٧١